تبليغاتX

به وبلاگ ايران سما خوش آمديد

ایران سما
انتظار×
چند روزی میشه که مهدی اینا رفتن مکه و سر یک لجبازی کوچولو نشد که منم برم.مامان که میگه قسمتم نبوده.مهدی هم کلی ناراحت بود که من نمیتونم باهاشون برم ولی بهش گفتم من یه بار مجردی رفتم تو هم یه بار مجردی برو دفعه بعد ایشاالله با هم میریم.بگین ایشاالله.

ولی موقع گفتن این حرف فکر نمیکردم تحمل دوریش اینقدر سخت باشه هر شب داریم با هم تلفنی حرف میزنیم ولی دلم اونجاست.وقتی تعریف میکنه که مثلا الان داریم میریم شجره یا الان از بقیع برگشتم یا همین الان نماز مغرب رو رو به روی کعبه خوندیم حسابی دلم پر میکشه واسه اونجا و کنار مهدی جونم بودن.

دیگه آخراشه.اوایل هفته بعد انشاالله برمیگردن و این دل سرگردون راحت میشه.

 امیدوارم خدا هیچ زن و شوهری رو از هم دور نگه نداره.از همه مهمتر نزدیکی دلهاست و امیدوارم هیچ زوجی حتی اگه از هم دور بودن دلاشون از هم دور نباشه.

لینک مطلب .:.     

نوشته شده توسط سمانه ت در جمعه 29 خرداد1388 و ساعت 11:34

New Page 1