تبليغاتX

به وبلاگ ايران سما خوش آمديد

ایران سما
جشنواره
سلام

میبینم تو این چند روزی که نبودم دلتون واسم یه ذره شده

آخی...

عرض شود خدمتتون که بنده گرانمایه این یک هفته رو یک جایی تشریف داشتم به اسم جشنواره.

جشنواره از نوع تئاترملی رضوی.

این جشنواره به لطف خدا و البته به قیمت حرص خوردن بعضی استان ها همزمان تو بجنورد و تهران برگزار شد. اولین باری هم بود که به خارج از پایتخت کشیده می شد.

این جانبه هم نقش یکی از اعضای ستاد خبری رو تو این جشنواره به عهده داشتم.

خیلی خوش گذشت..کلی از هنرپیشه ها اومده بودن...مثل علی نصیریان- سیاوش طهمورث-حسین مسافر آستانه-فرهاد بشارتی-داود رشیدی-امیر جعفری-امید زندگانی-احمد علامه دهر-هانیه توسلی و...

من هم از فرصت استفاده کردم و یه عالمه عکس باهاشون گرفتم.

عکس ها رو تو پست های بعدی میذارم.

لینک مطلب .:.     

نوشته شده توسط سمانه ت در جمعه 25 آبان1386 و ساعت 22:48

آرزوی بزرگی که کوچک شد!

امروز یه روز استثنائی تو زندگی من بود...

یک برگه A4...

یه عکس4*3 روی برگه...

یه هولوگرام که میگن به این برگه اعتبار میده...

+۲ تا امضا و چند خط نوشته...

اینا تمام اون چیزی بود که من ۴ سال منتظرش بودم.

یادمه از بچگی آرزو داشتم مهندس بشم...چه رویاهایی!!

امروز به این آرزوی چندین و چند ساله خودم رسیدم اما حالا می بینم که داشتن این برگه اون قدرها هم ذوق کردن نداشت.

یاد یه جمله از یه آدم بزرگ افتادم که میگه:

"هیچ چیز اونقدری که قبل از بدست آوردن به نظر میاد لذت بخش نیست"

خدا رو شکر می کنم ولی خب حالا با این مدرک چی کار میشه کرد؟

اگه یه آدمی بودم که۲۰ سال پیش این مدرک رو میداشت به کجاها میرسیدم و الان به کجاها؟

باز هم میشه نتیجه گرفت که:

"جوون هم جوونای قدیم"

به نظر شما باید خوشحال باشم؟

لینک مطلب .:.     

نوشته شده توسط سمانه ت در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 19:19

برای رو کم کنی یک نفر که خودش می دونه!
۲۴ دلیل برای اینکه بانوان به خودشان افتخار کنند:

۱- نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما مي‌گذارند.

2- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي‌توانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايرادنمي‌گيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام مي‌دهند).

3- تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند.

4- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.

5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.

6- عمرتان بسيار طولاني است.

7- آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي‌آوريد.

8- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.

9- هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.

10- بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد.

 

                    


11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.

12- عشق و هنر ابداع شماست.

13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.

14- از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي‌رسيد و حالاحالاها بايدبدوند تا به پاي شما برسند!.

15- بهشت زير پاي شماست.

16- هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد.


۱۷- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.


۱۸- مي‌توانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داشتيد بپوشيد از شلوار تا دامن... و هرنوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر.

۱۹- مجبورنيستيدبارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه شما يك خانم هستيد!.

۲۰- حق تقدم با شماست.

۲۱- مرد از دامن شما به معراج مي رود.

۲۲- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمي اندازيد.

۲۳- نيم بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد.

۲۴- ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.

... و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به خانم بودن خود افتخار كنيد.

لینک مطلب .:.     

نوشته شده توسط سمانه ت در چهارشنبه 9 آبان1386 و ساعت 15:41

میکروفون های وسوسه انگیز!
امروز دوباره واسه یه جلسه رفتم استانداری.اونم یه جلسه تکراری. هفته پیش همین موقع یه جلسه واسه سازمان های استان برای هماهنگی مراسم ۱۳ آبان گذاشته بودن. توی اون جلسه ۴ تا کمیته تشکیل شد که یکیشون کمیته دانشجویی بود.امروز هم جلسه توجیهی کمیته دانشجویی در رابطه با این مراسم تشکیل شد.هر کدوم از این جلسه ها بیشتر از ۲ ساعت طول کشید ولی کل مطالب میشد تو ۱۰ یا نهایتا ۲۰ دقیقه ارائه بشه. انگار همه اعضا مجبور بودن حرف بزنن. شاید هم این میکروفون های خوشگل وسوسه شون می کرد. چون مجموع همه ی حرفاشون فقط اعلام آمادگی بود و بقیه اش تنها تکرار مکررات مثل تهیه پلاکارد-بنر و...درست مثل هر سال-درست مثل  همه ی راهپیمایی ها. جالب اینه که این موضوع رو هم خودشون می دونستن.هفته پیش آخر جلسه درست موقعی که از حرف های تکراریشون حسابی کلافه شده بودم..یه نفر بالاخره ختم جلسه رو اعلام کرد.تا می خواستم از روی صندلی بلند شم یهویی یه نفر گفت من حرف دارم. میکروفونش رو روشن کرد.بادی به غبغب انداخت و صدایی صاف کرد بعدش می دونین چی گفت؟ ایشون فرمایش فرمودن که درست نیست اتلاف وقت بشه!!نباید تو جلسه ها بی خودی وقت بقیه رو بگیریم!!و...و این حرف ها نزدیک به ۱۰ دقیقه طول کشید.دلم میخواست می تونستم خفه اش کنم.

                                        

من نمی دونم ما تا کی میخوایم شعار بدیم و عمل نکنیم؟ تا کی باید این همه وقت و انرژی و امکانات بی خودی هدر بره؟ یعنی واقعا امکانش نیست که برای تمام راهپیمایی های سال یک بار اساسی برنامه ریزی کنن و هر بار شونصد تا جلسه و همایش نذارن؟

لینک مطلب .:.     

نوشته شده توسط سمانه ت در پنجشنبه 3 آبان1386 و ساعت 11:26

New Page 1