تبليغاتX

به وبلاگ ايران سما خوش آمديد

ایران سما
فاجعه

مطرح کردن ازدواج موقت توسط کی؟؟...........وزیر کشور

+

ارائه لایحه ی حمایت از خانواده!! به مجلس که حق ازدواج مجدد بدون اجازه ی همسر اول رو به مرد میده.

+

طرح تعلق گرفتن مالیات به مهریه!!!!!!!!!

+

ممانعت از استخدام نیروهای خانم در ادارات و ارگانها گاهی آشکار مثل آموزش و پرورش تهران و گاهی به صورت بخشنامه های محرمانه در سایر ارگانها

+

تعلق گرفتن سهمیه ویژه ی پسران برای ورود به دانشگاهها و به تبع کاهش پذیرش دختران

+

بالارفتن آمار خودکشی زنان در ایران و قرار گرفتن در جایگاه سومی جهان در افزایش این آمار ..........رتبه های ۱ و ۲ چین و هندوستان هستن!

=یک فاجعه بزرگ

(شرح در پست های بعدی)

لینک مطلب .:.     

نوشته شده توسط سمانه ت در پنجشنبه 29 شهریور1386 و ساعت 14:21

شروع یک فاجعه بزرگ...................

.....................................وبه زودی

لینک مطلب .:.     

نوشته شده توسط سمانه ت در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت 14:37

جاده تنهایی
راه رفتنی رو باید رفت..........

خدایا!

این اولین قدم چقدر سنگینه!

این راه چقدر غریبه!

کمکم کن....بیشتر از همیشه

لینک مطلب .:.     

نوشته شده توسط سمانه ت در دوشنبه 12 شهریور1386 و ساعت 18:25

گوشه ای از مراسم جشن نیمه شعبان بجنورد

مهدی جان تولدت مبارک

ماه نیمه شعبان

لینک مطلب .:.     

نوشته شده توسط سمانه ت در سه شنبه 6 شهریور1386 و ساعت 23:41

من دیگه نمی ترسم.......

 چند وقتی میشه که رفتم تو خط فیلم های ترسناک.اون اوایل بعد از دیدن فیلم "حلقه" فکر میکردم وحشتناک ترین فیلم توی دنیا رو دیدم و چون خیلی وقت بود از اون موقع می گذشت و ترسم هم ریخته بود فکر کردم بد نیست چند تا دیگه رو هم نگاه کنم.

"بوگی من" و "تاریک و روشن"و"شاهزاده تاریکی" و چند تا فیلم دیگه رو نشستیم با علیرضا تماشا کردیم. بعدش دیدم ای بابا من دیگه بزرگ شدم.دیگه نمی ترسم. واسه همین به علیرضا گفتم چند تا وحشتناک ترشو پیدا کنه.

علیرضا خان هم کم لطفی نکرد و رفت یه DVDُُ از سری فیلم های جن گیر رو رایت زد.با هم قرار گذاشتیم هر شب یکی از جن گیرهای ۱ تا ۶ رو نگاه کنیم. علیرضا می گفت آخرین جن گیر که اسمش "جن گیری از امیلی روزه" از همه وحشتناک تره.

من هم که خیلی ادعام میشد گفتم :ای بابا هیچ خیالی نیست. به هر حال نشستیم و جن گیر اول رو تماشا کردیم. اوایل فیلم با اعتماد به نفس کامل پیش می رفت ولی... کم کم وااااااااااای.

 حالا فکر کنید چراغا خاموش ساعت ۱:۳۰ شب که همه محله خوابن ...خیلی وحشتناک بود. فیلم که تموم شد همش به خودم لعنت می فرستادم که دختر خوب مگه عقلت کمه دستی دستی خودتو میندازی تو دردسر؟

عجب غلطی کردم ها.حالا سعی میکردم به روی خودم نیارم ولی با کوچکترین صدایی یه متر می پریدم هوا.به خودم قول دادم که دیگه بقیه شو بی خیال بشم.

فردا شبش هم علیرضا هر چی اصرار کرد نرفتم شماره ۲ رو نگاه کنم. ولی خودش با وجودیکه ترسیده بود همه شونو تماشا کرد.

تا ۲-۳ شب از ترس می رفتم تو هال می خوابیدم . مامان هم مرتب می گفت :"اینا فقط فیلمه.خجالت بکشید." ولی این جمله دقیقا توی فیلم "بوگی من" هم گفته شده بود.

پدره سعی داشت به پسرش بفهمونه که دلیلی برای ترسیدن وجود نداره ولی خود پدره هم اسیر اون موجود وحشتناک شد.

خلاصه مامان که می خواست شجاع بودن رو به ما هم ثابت کنه رفت و با علیرضا جن گیری از امیلی روز رو تماشا کرد.

واقعا که...انگار نه انگار. بعد از چند روز اوضاع عادی شد و من هم به زندگی طبیعی برگشتم(مثل این داستان ها)

تا اینکه دیشب با منا و مریم (دختر دایی هام) و الهام(دختر خالم) رفتیم سینما.اصولا خیلی از فیلم خوشم نمیاد ولی یه ماهی میشد که از این ور و اون ور شنیده بودم "پارک وی" یه چیز دیگه است.از این فیلم به عنوان  ژانر وحشت سینمای ایران یاد میشد.

من هم که چشمم آب نمی خورد کارگردان های ایرانی بتونن فیلم ترسناک بسازن پاشدم رفتم سینما.

چیه؟حتما انتظار دارین این بار هم ترسیده باشم. نه؟

 عمرا... یک فیلم مزخرفی بود که حد نداشت.فقط تو یه صحنه که دختره انگشتای دست پسره رو قطع کرد یه خورده خشونت آمیز بود.

واقعا که خارجی ها چی میسازن و ما چی می سازیم؟ "خوابگاه دختران" رو هم می گفتن وحشتناکه و باز به نظر من صد رحمت به اون.

لینک مطلب .:.     

نوشته شده توسط سمانه ت در یکشنبه 4 شهریور1386 و ساعت 15:44

من می خوام مطلب بذارم

لینک مطلب .:.     

نوشته شده توسط سمانه ت در یکشنبه 4 شهریور1386 و ساعت 14:43

New Page 1